عکس جدید رامبد جوان با پوست برنزی و بینی کاربردی


نگار جواهریان با انتشار عکس خود در فضای مجازی تغییر چهره او توجه مصرف کنندگان را به خود جلب کرد.

نگار جواهر

نگار جواهر

عکاس جاوه ای پس از جراحی زیبایی

نگار جواهر

نگار جواهریان در سریال پرمخاطب خاتون

سریال خاتون یکی از پرطرفدارترین سریال های سینمای خانگی امروزی است. گه نگار جواهریان نقش خاتون را بازی کرد. این بازیگر رکورد درخشانی را به ثبت رسانده و در کنار بازیگران مطرحی چون شبنم مقدمی، اشکان خطیبی و بابک حمیدیان در این سریال حضور داشته است. در آخرین قسمت آن در صحنه ای که پای نگار جواهریان سانسور شده بود به طرز مضحکی با یک گیاه گرافیکی روی او پوشانده شد! موسیقی این سریال را «کیهان کلهر» ساخته است. «روزی روزگاری ایران» نام موسیقی سریال خاتون است که در پراگ ضبط شده است. 2. سریال خاتون حتی قبل از پخش بر سر زبان ها افتاد.

جدا از اینکه خاتون اولین سریال تینا پاکروان است، جالب است که در کارنامه پربار مهران مدیری هیچ سریال تاریخی وجود نداشته است و این اولین تجربه مهران مدیری در یک سریال تاریخی است. مهران بازیگری جهانگیر روزبه است. او مردی زیرک، فرصت طلب و انگلیسی دوست است که معتقد است جهان حول محور انگلیسی ها می چرخد. جهانگیر روزبه عموی بانوی انگلیسی جون است.

نگار جواخریان در بخشی از سریال خاتون فرزندش را از دست داد و در روز تشییع با همسرش اشکان خطیبی درگیر شد و او را کتک زد.

فهیمه اکبر شخصیتی واقعی است که با بازی شاکری دوباره زنده می شود. فهیمه اکبر خواننده و نویسنده مبارز زمان خود بود که در بسیاری از موسسات خیریه و سازمان های زنان فعالیت داشت. او همچنین مسئولیت کمیته هنری جمعیت راه نو را بر عهده داشت. اما فهیمه اکبر تنها شخصیت واقعی این سریال نیست. آیدا ماهیانی نیز نقش (باربارا کوالسکارا) را بازی می کند. در سال 1931 تعداد زیادی از زنان، دختران، کودکان و مردان سالخورده و بیمار لهستانی از اردوگاه های کار اجباری سیبری به ایران تحت اشغال متفقین منتقل شدند که یکی از آنها باربارا کوالسکا بود.

نگار جواهر

بیوگرافی نگار جواخری

نگار جواخریان بازیگر کشورمان در 22 دی ماه 1361 در تهران به دنیا آمد، این بازیگر در رشته طراحی صحنه و لباس ادامه تحصیل می دهد و مدرک لیسانس این رشته می باشد. حسن جواخریان پدر نگار جواخری است که مهندس عمران بود و دلیل علاقه خاص او به تئاتر و دنیای تئاتر این بود که دائماً به همراه خانواده به تئاتر می رفت و از سهامداران سینمای تئاتر تهران بود.

پدر نگار جواهریان در 27 مهرماه 96 پس از مدتی بیماری درگذشت و نگار جواهریان که به شدت به پدرش وابسته بود، در غم از دست دادن پدرش عزادار است. نگار جواهریان دو خواهر به نام های نازنین و نگین و یک برادر دارد و مادرش خواهر و بسیاری از اقوامش در مونترال کانادا زندگی می کنند.

نگار جواخریان با رامبد جوان ازدواج کرد

نگار جوان همسر رامبد جوان بازیگر کشورمان است که در سال 95 جشن ازدواج خود را با رامبد جوان برگزار کرد.این هنرمند سومین همسر رامبد جوان است و عروسی آنها در یونان با چند هنرمند برگزار شد. رامبد جوان نیز متاهل هستند. این امر نیز مانند بسیاری از هنرمندان خالی از حاشیه نبود و شایعاتی مبنی بر زندگی مشترک این زوج مبنی بر اعلام جدایی خود منتشر شد اما این روند با انتشار عکسی از این زوج به پایان رسید.

نگار جواهر

رامبد، همسر جوان نگار جواخریان در نشست خبری درباره حریم خصوصی خود گفت: دوست ندارم در مورد زندگی شخصی ام روی آنتن رسانه ملی صحبت کنم، اگر می خواستم صحبت کنم به جای خانه در خیابان زندگی می کردم. . من نمی خواهم کسی از من در مورد زندگی شخصی من سوال بپرسد. زندگی من مال من است. زندگی شخصی من زندگی شخصی من است و هر اتفاقی که در زندگی من می افتد به من و افراد زندگی من مربوط می شود.

پسر نگار جواهریان و رامبد جوان

نگار جواخریان اسفند 98 در مراسمی حضور یافت و درباره بارداری خود صحبت کرد و این خبر چند روز بعد توسط رامبد جوان تایید شد. سپند امیرسلیمانی در آخرین روزهای تیرماه 98 از تولد دختر این هنرمند خبر داد. و سپس رامبد جوان پستی در مورد پدر شدن نوشت نگار جواهریان و همسرش رامبد جوان پس از حدود سه سال زندگی مشترک صاحب یک دختر به نام نوردخت شدند.

گفتگو با نگار جواخری

نگار جواخریان (زاده ۲۲ دی ۱۳۶۱ در تهران) بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایرانی است. وی در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم طلا و عسل شد. او همچنین برای فیلم طلا و مس تندیس برنده نقش اول چهاردهمین جشن خانه سینما شد. او به جای کریستین استوارت در کمپ ایکس ری (2014) صحبت می کند.

نگار جواهریان: این سوال ممکن است مثل این باشد که از من بپرسند چه شکلی هستم. به طور کلی، تصوری که فرد از خود دارد کمی تحریف شده است. انگار چشمانم را می بندم و قیافه ام را تصور می کنم، این تصویر همیشه مخدوش است. این تصویر همراه با خاطرات و مجموعه ای از نشانه ها، غم ها و شادی هایی است که زندگی انسان را تحت تاثیر قرار داده است. کار هم همینطور است. واقعا نمی توانم نگار جواهریان را در بازیگری تعریف کنم. اگر بخواهم تعریفی از این نام و نام خانوادگی داشته باشم، مشخص نیست، چون با هر آنچه از کودکی با من بوده آمیخته است.

نگار جواهر

به خصوص از سن 13-14 سالگی که به مدرسه هنر و ادبیات کودک و نوجوان رفتم و این حرفه را آموختم. در 15 سالگی کارم را از سن تئاتر شهر شروع کردم. بنابراین همه چیز مانند یک فیلم جلوی چشمان من می رود. فریم به فریم این همه سال جلوی چشمم بود و نمی توانم یک جمله در موردش بگویم: در دو، سه سال گذشته با وجود اینکه شما هم همین روند را طی کردید، بیشتر دیدید، فکر می کنید چطور این اتفاق افتاد؟

بخشی از آن به شرایطی برمی گردد که در زمانی که من در همان مسیر بودم به شما داده شد. من از سال 1977 که کارم را شروع کردم همین مسیر را دنبال کردم. احساسات من همان است که بودم، اهداف و معیارهایم تغییر نکرده، لذت های من همان است. اما روزهایی هست که به شما فرصت می‌دهند تا شما را ببینند، اما مسلماً چیزهای زیادی باید کنار هم جمع شوند تا این اتفاق بیفتد.

به عنوان مثال، نقش در فیلمنامه به شما این امکان را می دهد که با آرامش تمام چیزهایی را که در طول سال ها به دست آورده اید جمع آوری کنید و یک رویداد خوب را شکل دهید. همیشه نقش هایی در فیلمنامه ها دیده می شود. یعنی تمام عناصر فیلمنامه در جهتی است که نقش در آن دیده می شود، سپس فیلمنامه در دست گروه و کارگردانی است که راه شما را می روند و بعد از دیدن فیلم نمایش داده می شود. شاید باید به طلا و مس برگردیم. نقش در طلا و مس به گونه ای بود که اگر کمی نقشه و کار را می دانستی و هدفت جدی بود، می توانستی بر آن غلبه کنی و دیده شوی. نمی خواهم بگویم باید تشویق شود، اما می توان حدس زد که پتانسیل دیده شدن را دارد. یعنی زمانی که در زمستان 87 طلا و مس بازی می کردم، اصلاً به آن فکر نمی کردم. چون سال هاست کار می کنم و فکر نمی کردم این نقشی باشد که قرار است بازی کنم.

نمی گویم ناامید شدم، می گویم در راه هستم و دیگر به نتیجه فکر نمی کنم. البته به خدا بستگی دارد که او را ببیند، اما اگر او را نبیند، من نمی توانم آن را رها کنم. حداقل از 13 سالگی به این فکر نمی کنم که روزی تسلیم شوم. بنابراین زمانی که مشغول فیلمبرداری طلا و مس بودم، فکر نمی‌کردم سال آینده این فیلم در فضای رقابتی اکران شود و جایزه‌ای بگیرد یا حتی تاثیر آن بر مخاطبان چقدر باشد. بعد به این فکر کردم که ام اس چیست، چه دغدغه ای برای همسر روحانی بودن دارد و دیگر جایی برای فکر کردن به عواقب آن نیست. از این گذشته، من معمولا در محل کار زیاد به این چیزها فکر نمی کنم، زیرا جاده برایم مهم است، اما دغدغه های من در حال حاضر بسیار زیاد است.

دیدگاهتان را بنویسید