❤️ عکس مریم معصومی با آرایش خلیجی و ساپورت تاپ و جاذب


مریم معصومی در صفحه اینستاگرام خود ویدئویی از تمرینات خود در باشگاه منتشر کرد. مریم معصومی بازیگر تلویزیون و سینمای ایران یکی از مشهورترین و بی حد و حصرترین بازیگران سینما به شمار می رود. مریم معصومی مجرد است و با خانواده اش زندگی می کند. مریم معصومی می گوید از ترس طلاق بعد از ازدواج این کار را نمی کند. مریم معصومی او مدعی است که سال ها خواستگاران زیادی دارد اما ترجیح می دهد تنها بماند.مریم معصومی فارغ التحصیل علوم سیاسی است.مریم معصومی عکس هایی از خودش در طبیعت منتشر می کند که در آن با یکی از دوستانش ورزش می کند.

مریم معصومیمریم معصومی متولد اسفند 1365، فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی و عکاسی است. او دو خواهر دارد که ازدواج کرده اند. دو تا خواهرزاده هم هستن او یک برادر متاهل و یک برادر مجرد دارد. او به برادر بزرگترش که لیسانس است بسیار نزدیک است و انگیزه اصلی او در کار هستند. پدرش مستمری بگیر و مادرش خانه دار است. یکی از برادرانش لیسانس برق، یک برادر دیپلم، یک خواهر حسابداری و خواهر دیگر دندانپزشکی دارد.

مریم معصومی

مریم معصومی

مریم معصومی بازیگری

او دوره بازیگری و کارگردانی را در کلاس های استاد ساخاریانیان گذراند و اولین تجربه بازیگری خود را با تله فیلم کادوی دربدار به دست آورد. مریم معصومی که در زمینه طراحی نیز فعالیت می کرد و تجربه تدوین فیلم را نیز داشت، کار بعدی او بازی در فیلم اخلاقو خون کن بود.

مریم معصومی

شیطنت مریم معصومی در کودکی

در دوران کودکی می توانم بگویم که شیطان بودم، اما نه به این شکل که از دیوراماهای درست بالا رفتم. می توان گفت من توسط شیطان محافظت شدم. چون من کوچکترین عضو خانواده بودم و طبیعتاً کسی را نداشتم که با او بازی کنم. از این رو کودکی آرام و تنهایی داشتم و تمام اعمالم از جمله شیطنت ها نیز تنها بود. دوبار مجروح شدم. یک بار وقتی برای خودم آواز می خواندم روی چهارپایه ایستاده بودم و شیشه عطر را به عنوان میکروفن در دست گرفته بودم که ناگهان چهارپایه پاره شد و برای همین چند روز در بیمارستان مهمان بودم. یک بار سرم را در حال تاب خوردن شکستم. ماجرای بازی تاب به این دلیل بود که با بچه ها در مورد سوارکاری درگیر شدیم و تاب از دست بچه ها افتاد و مستقیم به سرم اصابت کرد و در کوتاه مدت مجبور شدم دوباره بخیه بزنم. به بیمارستان ختم شد

گفتگو با مریم معصومی:

اولین روز مدرسه را به خاطر دارید؟ چه احساسی داشتی؟

آن روز زیاد خوشایند نبود زیرا مادرم می خواست من را خودش به دنیا بیاورد. پس یادم هست روز اول مدرسه که هوا خیلی سرد بود مرا به مدرسه برد و گفت وقتی مدرسه تمام شد باید از راهی که آمده بودیم برگردی چون دنبالت نمی روم. بعد به من نصیحت کرد که راه مدرسه همین است و با کسی دوست نمی شوی و از این گونه صحبت ها در دلم می گویم وای مدرسه چقدر پول می دهد، اینطور شد که از همان روز اول فهمیدم مدرسه جایی است که علاوه بر احساس بد، انسان را مجبور می کند روی پاهایش بایستد، این مرا درست کرد و باعث شد اکنون مستقل باشم و از استقلال خود لذت ببرم.

مریم معصومی

رشته تحصیلی مریم معصومی

راهی برایم باز شد و آن این بود که می خواستم وکیل شوم و حقوق بخوانم و در کنکور حقوق قبول شدم اما چون در شهر اراک قبول شدم خانواده ام اجازه رفتن به من را ندادند. به همین دلیل به رشته علوم سیاسی که در دانشگاه آزاد خواندم رفتم. با پیشرفتم احساس می کردم به دلیل هیجانی که داشتم علوم سیاسی را دوست دارم، به همین دلیل دنبال آن رفتم و هر چه گذشت علاقه مند به گرفتن سمت سیاسی شدم، اما هر چه گذشت تقریباً به پایان کارم رسیده بود. دوره لیسانس که هیجانم کم شد و تصمیم گرفتم رشته ام را عوض کنم و وارد بازیگری شوم، آنقدر هیجان زده بودم که حتی اخبار را هم دنبال نمی کنم.

مریم معصومی

داستان عاشقانه مریم معصومی

فکر می کنم برای اولین بار در 15 یا 16 سالگی عاشق شدم، اما به دلیل راهنمایی های خانواده ام که گفتند سن مناسبی برای ازدواج نیست، نتیجه ای حاصل نشد و من خوش شانس بودم که این کار را انجام دادم. برای ازدواج خیلی فشار نیاور حتما میدونی که تب عاشق شدن و ازدواج تو این سن خیلی داغه و من هم از این قاعده مستثنی نبودم اما چون مادرم همیشه سایه حکومتش بر من بود باعث شد بفهمم الان وقتش نیست. ازدواج است و الان به نظر من در آن زمان واقعا حق با او بود زیرا کسی که قصد ادامه تحصیل دارد نباید قبل از تحصیل ازدواج کند. چون قبل از دانشگاه طرز فکر و دنیای متفاوتی دارید و بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه دنیای متفاوتی پیدا می کنید، البته موارد نادری هم داریم. بر اساس نظر، بهترین سن ازدواج بین 25 تا 28 سالگی است، اگر تا آن زمان صبر شود. من فکر می کنم بعد از 30 سال ایده آل زندگی و نحوه انتخاب مکمل زندگی بسیار دشوارتر می شود.

الان تنها زندگی میکنی؟

نه! من با خانواده ام زندگی میکنم. من همیشه از زندگی با پدر و مادرم لذت می بردم. چون خیلی اجتماعی نیستم، اما این بدان معنا نیست که منزوی هستم و اجتماعی نیستم و در تعامل با مردم مهارت دارم. من دوستان زیادی دارم. اما می توان گفت مریم معصومی اهل بازی نیست و الان اگر سر کار نباشم تمام وقتم را در خانه با کتاب و فیلم و موسیقی می گذرانم و به این ترتیب دوست دارم با برنامه ریزی که انجام می دهم تنها باشم.

مریم معصومی

دیدگاهتان را بنویسید